واژۀ نکاسته یک صفت مرکب و بهمعنای ناکاسته است. این کلمه برای توصیف چیزی بهکار میرود که عاری از هرگونه عیب، نقص یا کموکاستی باشد و در نهایت کمال و تمامیت خود قرار دارد. بنابراین، نکاسته به معنای کامل، بینقص و دستنخورده است. در تقابل معنایی با این واژه، اصطلاح کاسته قرار میگیرد که دلالت بر کاهش، نقصان یا وجود عیب دارد. از این رو، نکاسته در نقطهٔ مقابل کاسته ایستاده و بر بیکمی و تمامیتی تغییرناپذیر دلالت میکند. این تقابل، درک دقیقتری از حوزۀ معنایی این دو واژه در متون و گفتار رسمی ارائه میدهد. برای مطالعۀ جزئیات بیشتر در مورد کاربردهای مختلف، مثالهای متنی و سیر تحول تاریخی این واژه و مقابلۀ آن، میتوان به مدخل کاسته در فرهنگهای معتبر زبان فارسی مراجعه نمود. این مراجع اطلاعات جامعی را در اختیار پژوهشگران و علاقهمندان به زبان فارسی قرار خواهند داد.
نکاسته
لغت نامه دهخدا
نکاسته. [ ن َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناکاسته. بی عیب ونقص. کامل. مقابل کاسته. رجوع به کاسته شود.
فرهنگ فارسی
نا کاسته. بی عیبئ نقص. کامل. مقابل کاسته
جمله سازی با نکاسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر تو بر بنده کفر خواستهای وز مکافات آن نکاستهای