نورافزا
مترادفها
روشنکننده، درخشانکننده
متضادها
کاهنده نور
لغت نامه دهخدا
نورافزا. [ اَ ] ( نف مرکب ) روشنی بخش. نورفزا. نورفزای. نورافزای:
از تیغ نورافزای تو وز رخش صورآوای تو
بر گرز طورآسای تو نور تجلی ریخته.خاقانی.
فرهنگ فارسی
روشنی بخش ٠ نور فزا ٠ نور فزای ٠ نور افزای
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تکثیرکننده فوتونی
جمله سازی با نورافزا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن یکی آفتاب نورافزای وآن دگر رهنمای دین خدای