لغت نامه دهخدا
نمدپوشی. [ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) نمد پوشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل نمدپوش و صفت نمدپوش. کنایه از درویشی و پشمینه پوشی و نیز کنایه از رندی و عیاری است. رجوع به نمدپوش شود.
نمدپوشی. [ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) نمد پوشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل نمدپوش و صفت نمدپوش. کنایه از درویشی و پشمینه پوشی و نیز کنایه از رندی و عیاری است. رجوع به نمدپوش شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیدای نسفی از نمدپوشی قلندران یاد کردهاست: