لغت نامه دهخدا
( نقضة ) نقضة. [ ن ِ ض َ ] ( ع ص ) شترماده لاغرشده از بسیاری سفر. ( آنندراج ). تأنیث نِقْض است. ( منتهی الارب ) ( متن اللغة ). رجوع به نِقْض شود.
( نقضة ) نقضة. [ ن ِ ض َ ] ( ع ص ) شترماده لاغرشده از بسیاری سفر. ( آنندراج ). تأنیث نِقْض است. ( منتهی الارب ) ( متن اللغة ). رجوع به نِقْض شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن چه به انجام اين نقضه ظالمانه و فكر شيطانى برادران كمك ميكرد و مصممشان ساختتا نقشه خود را عملى كنند، خوابى بود كه يوسف (عليه السلام ) در همان اوان كودكىديد و براى پدر بازگفت. يعقوب (عليه السلام ) نيز دانست كه خداى تعالى به يوسفرفعت مقام داده و او را به عظمت مى رساند و احساس كرد اگر خواب مزبور به گوشبرادران برسد، تعبير آن را مى فهمند و از برترى يوسف بر خود بيمناك مى گردند واين موضوع به ناراحتى هاى قبلى و حسادتى كه به وى داشتند، كمك مى كند، به طورىكه تصميم به نابودى و آزارش مى گيرند، از اين رو اين از بازگو كردن ونقل خواب براى برادران برحذر داشت. اما از آن جا كه چنين مقدر شده بود يوسف مورد اهانتو آزار برادران قرار مى گيرد و از دامن پر مهر پدر و دور و به آن همه رنج و بلا مبتلاگردد، برادران از اين خواب مطلع شدند و درباره جدا كردن يوسف از پدر مصمم شدند.