لغت نامه دهخدا
نظرپرداز. [ ن َ ظَ پ َ ]( نف مرکب ) نظرکننده. بیننده. درنگرنده:
نظرپرداز شو گر نقد می خواهی قیامت را
که چشم دوربین آئینه منزل تواند شد.صائب ( آنندراج ).
نظرپرداز. [ ن َ ظَ پ َ ]( نف مرکب ) نظرکننده. بیننده. درنگرنده:
نظرپرداز شو گر نقد می خواهی قیامت را
که چشم دوربین آئینه منزل تواند شد.صائب ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظرپرداز شو گر نقد می خواهی قیامت را که چشم دوربین آیینه منزل تواند شد
💡 به دو صد چشم نبینند نظرپردازان آنچه آیینه به یک دیده حیران دیده است