واژه «نَضَعُ» یک فعل مضارع در زبان عربی است که از ریشه «وَضَعَ» گرفته شده و در معنای کلی به قرار دادن، نهادن، نصب کردن یا جایگذاری چیزی اشاره دارد. این فعل زمانی به کار میرود که گوینده بخواهد بیان کند کاری در حال انجام است و چیزی در مکانی قرار داده یا مستقر میشود. در زبان عربی، «نَضَعُ» به معنای «ما قرار میدهیم» یا «ما مینهیم» نیز فهمیده میشود و نشاندهنده انجام عمل توسط جمع متکلم است. این واژه در متون قرآنی، ادبی و گفتاری برای بیان فعل گذاشتن یا مستقر کردن اشیا یا مفاهیم به کار میرود. ریشه این فعل از «وضع» است که در اصل به معنای پایین آوردن یا قرار دادن چیزی در مکان مشخص میباشد. در کاربردهای مختلف، ممکن است این فعل هم به معنای فیزیکی گذاشتن اشیا باشد و هم به معنای استعاری مانند قرار دادن قانون، نظم یا وضعیت خاصی. در زبان عربی افعال مضارع مانند «نضع» نشاندهنده انجام عمل در زمان حال یا آینده نزدیک هستند. این واژه در ساختارهای دستوری عربی نقش مهمی دارد و در کنار فاعل جمع اول شخص استفاده میشود. بنابراین، «نَضَعُ» به طور دقیق به معنای «ما قرار میدهیم، میگذاریم یا مستقر میکنیم» است که از ریشه «وضع» مشتق شده و مفهوم نهادن و جایگذاری را بیان میکند.
نضع
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی نَضَعُ: نصب می کنیم - قرار میدهیم - می نهیم
معنی نَزَعَ: بیرون کشید (ازکلمه نزع به معنای کندن چیزی از جائی که در آن استقرار یافته )
معنی مَّوْزُونٍ: موزون - متناسب - چیزی که با اندازه گیری و حساب دقیق ساخته شده (کلمه موزون از وزن و به معنای سنجیدن اجسام از جهت سنگینی است، لیکن آن را عمومیت داده و در اندازهگیری هر چیزی که ممکن باشد آن را اندازهگیری کرد، به کار برده اندو در کلام خدای تعالی که فرم...
ریشه کلمه:
وضع (۲۶ بار)
جمله سازی با نضع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعمال بد نيز به لحاظ اينكه جوهر هستند، ثقل و سنگينى دارند ولى از لحاظ حق بودن،پوچ و باطل مى باشند، و وزنى كه موجب سعادت باشد ندارند. و آيات ( نضع موازينالقسط) ممكن است درباره گناهان و راجع به كم و زياد بودن آن باشد، تا تناسبعمل و عقاب، معلوم شود.
💡 بنابراين بايد پذيرفت كه قبول عدل خدا مساوى است باقبول وجود معاد و رستاخيز، قرآن مجيد مى گويد و نضع الموازين القسط ليوم القيامه:ما ترازوهاى عدالت را در روز قيامت بر پا ميكنيم (انبياء - 47).