نضارت
مترادفها
شادابی، تازگی، سرزندگی
متضادها
پژمردگی، زوال، کهنگی
لغت نامه دهخدا
نضارت. [ ن َ رَ ] ( ع اِمص ) تازگی. آبداری. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). نضرت. شکفتگی. تازگی. سبزی. ( یادداشت مؤلف ). شکفتگی روی. شکفتگی درخت. سرسبزی. نضرت. نضرة. رجوع به نضارة شود: و ریاض از غایت طراوت و نضارت تازه و خندان شد. ( جهانگشای جوینی ).
نضارة. [ ن َ رَ ] ( ع اِمص ) تازگی. تازه روئی. خوبی. ( منتهی الارب ). در اصل به معنی زیبائی و تابناکی روی است، سپس در مورد هر فراخی و آسودگی به کار رفته. ( از متن اللغة ). نضرة. رجوع به نضارت شود. || ( مص ) تازه و با آب گردیدن.( از منتهی الارب ). تازه شدن. نیکو شدن. سبز شدن. ( فرهنگ خطی ). تازه و با آب گردیدن درخت و روی و رنگ. ( آنندراج ). تازه روی شدن. ( زوزنی ). زیبا شدن. بارواء و بهجت شدن. ( از متن اللغة ). خوب و زیبا شدن درخت و روی و رنگ و هر چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). نضرة. نضور. نَضَر. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). نَضر. ( المنجد ). || ترو تازه گردانیدن. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). تازه کردن. ( فرهنگ خطی ).
فرهنگ معین
(نَ رَ ) [ ع. نضارة ] (اِمص. ) تازگی، آبداری.
فرهنگ عمید
۱. تر وتازه و شاداب شدن.
۲. شادابی و خرمی گیاه یا درخت.
فرهنگ فارسی
تروتازه وشاداب شدن، شادابی وخرمی، آبداری
( اسم ) تازگی شادابی خرمی ( گیاه انسان ):... مدار عمارت و آبادانی و بقای نضارت و حیات مولدات نباتی و حیوانی به آبست...
ویکی واژه
تازگی، آبدا
جمله سازی با نضارت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و هيچ سنتى از سنن و اديانى كه آمده و مردم از آن پيروى كرده اند بهحال نضارت و صفاى اولش باقى نمانده، نه بخودى خود و نه به انتشار آوازه اش، ونه به كثرت معتقدين به آن، همچنانكه هيچ سنتى و دينى از راه قهر و جبر و تهديد و بافتنه و عذاب و يا عاملى غير اينها، به كلى از بين نرفته، بلكه هر دينى كه از بينرفته به خاطر از بين رفتن حاملين آن دين و علماى آن كيش و كارگردانان آن بوده است 0
💡 با خود فكرى كردم كه: (اگر در اينجا بمانم از گرسنگى بميرم.) پستوكّل بر جناب اقدس الهى نمودم و پا بر استخوانها نهادم و از كوه بالا رفتم. از آنجارو به قلّه كوه آوردم و در برابرم باغى در نهايت سبزى و خرمى و طراوت و نضارت ومعمورى ديدم ! رفتم تا داخل باغ گرديدم كه اشجار ميوه بسيارى در آنجا روييده وعمارت بسيار عالى مشتمل بر بيوتات و غرفه هاى بسيار در وسط آن بنا شده. پس منقدرى از آن ميوه ها خوردم و در بعضى از آن غرفه ها پنهان مى شدم و تفرّج آن باغ را مىكردم.