نشان داشتن
مترادفها
نمایش دادن، نمایاندن، آشکار کردن، نشان دادن
متضادها
پنهان کردن، پوشاندن
لغت نامه دهخدا
نشان داشتن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) علامت داشتن. مشخص بودن. || خبر داشتن. آگاه بودن. ( یادداشت مؤلف ):
نه ز او زنده نه مرده دارم نشان
به چنگ نهنگان مردم کشان.فردوسی.چنین گفت خسرو که ای سرکشان
ز بهرام چوبین که دارد نشان.فردوسی. || مطلع بودن:
یکی کودکی خرد چون بی هشان
ز کار گذشته چه دارد نشان.فردوسی. || سراغ داشتن. ( یادداشت مؤلف ): و جنگی درپیوست که هرگز مانند آن کس نشان نداشت. ( فارسنامه ابن بلخی ص 47 ).
- نشان داشتن از چیزی؛ از آن بهره داشتن. از آن نصیبی داشتن:
بنشین و دل از هوای خوبان بنشان
کاین قوم ز مردمی ندارند نشان.اثیر اخسیکتی.رنگ رو از حال دل دارد نشان
رحمتم کن مهر من در دل نشان.مولوی.ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
با ما مگو بجز سخن دلستان دوست.سعدی.دو دیگرسواری ز گردنکشان
که از رزم دیرینه دارد نشان.فردوسی.- نشان داشتن از...؛ از آن باخبر بودن. در آن ماهر بودن:
از ایشان گزین کرد گردنکشان
کسی کو ز نخجیر دارد نشان.فردوسی.
فرهنگ فارسی
علامت داشتن. مشخص بودن. یا خبر داشتن. آگاه بودن.
جمله سازی با نشان داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اعتراضی در شهر مشهد، روحانیان شهر و گروهی از مردم در اعتراض به دگرگونی کلاه مردان و سیاستها در کشف حجاب زنان کشور، در مسجد گوهرشاد به نشان داشتن اعتراض، بستنشینی کردند و در این هنگام، بر ضد حکومت، شعار دادند. منابع رسمی دولت پهلوی آمارهایی خیرهکننده از حضور و ورود زنان در عرصههای آموزشی، اجتماعی و اقتصادی ارائه میدادند.
💡 كلمه (مسومه ) در اصل به معنى نشاندار است و نشان داشتن آن يا به خاطربرازندگى اندام و مشخص بودن چهره و يا به خاطر تعليم و تربيت آنها و آمادگىبراى سوارى در ميدان جنگ است.
💡 هدف از این پژوهش علمی گسترده، بررسی دقیق نشان داشتن یا نداشتن برخی ویژگیهای ژنتیکی خاص در گونههای گیاهی مختلف در مناطق خشک بود.
💡 تحلیلهای آماری بسیار دقیق بر روی دادههای جمعآوری شده، نشان داشتنِ یک روند صعودی در نرخ رشد اقتصادی کشور را در دهه گذشته تایید کرد.
💡 در بررسیهای بالینی و پزشکی، پزشکان بر اهمیت نشان داشتن علائم اولیه در تشخیص سریع و صحیح بیماریهای ویروسی بسیار تاکید فراوان دارند.