نخوار

لغت نامه دهخدا

نخوار. [ ن ِخ ْ ] ( ع ص ) شریف بزرگ منش. ( آنندراج ). شریف متکبر. ( ناظم الاطباء ). || بددل و سست.( آنندراج ). ترسوی سست. ( ناظم الاطباء ). ج، نخاورة.

فرهنگ عمید

۱. جبان، ترسو.
۲. ضعیف.
۳. متکبر.، به شکل نخ، مانند نخ.

جمله سازی با نخوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شبی که سپاهیانی تازه از جبههٔ جنگ بازگشته بودند، زادفرخ و نخوار، سرکردهٔ سپاهیان بازگشته، همراه شمطا و برخی افراد دیگر شیرویه را از کاخی که برای او حکم زندانی را داشت، بیرون آوردند و به پادشاهی برداشتند.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز