لغت نامه دهخدا
نجف اصفهانی. [ ن َ ج َ ف ِ اِ ف َ ] ( اِخ ) به روایت مؤلف صبح گلشن وی به گازری زندگی میکرده است. او راست:
آنچه شد تقدیر نتواند کسی تدبیر کرد
در دلم خون گشت هر خونی که مادر شیر کرد.
رجوع به تذکره صبح گلشن ص 540 و قاموس الاعلام ج 6 شود.