لغت نامه دهخدا
درحقیقت. [ دَ ح َ ق َ ] ( ق مرکب ) فی الواقع. ( آنندراج ). براستی و درستی. یقیناً. فی الحقیقه. ( ناظم الاطباء ).
درحقیقت. [ دَ ح َ ق َ ] ( ق مرکب ) فی الواقع. ( آنندراج ). براستی و درستی. یقیناً. فی الحقیقه. ( ناظم الاطباء ).
💡 کرد با زینب عبیدالله ظلمی در زمانه درحقیقت به تپرست از کرده وی شرمگین شد
💡 درحقیقت جان ندارد هرکسی جانان ندارد هرکسی جانان ندارد درحقیقت جان ندارد
💡 گر نبودی سوز سینه و آب چشم عاشقان خودنبودی درحقیقت آب وآتش در جهان
💡 درحقیقت ۳۳ حرف الفبای فارسی برای نمایش همخوانها میباشند. (برای نمایش مصوتهای بلند هم از سه حرف نماینده همخوانها کمک گرفته میشود)
💡 و ریشه مربعی ۲ (ریشه دوم ۲). درحقیقت، تمام ریشههای مربعی اعداد طبیعی به غیر از مربعهای کامل، گنگ هستند.
💡 ساخت موتور با قطب سایه خورده از نظر مکانیکی اجازه تولید انبوه را میدهد. درحقیقت این موتورها به موتورهای یک بار مصرف معروفند. بدین معنی که جایگزین کردن آنها ارزانتر از تعمیر آنهاست.