نبودنی

لغت نامه دهخدا

نبودنی. [ ن َ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه بودن را نشاید. که وجودیافتنی و هست شدنی نیست. مقابل بودنی.

فرهنگ فارسی

آنچه که بودن را نشاید که وجود یافتنی و هست شدنی نیست.

جمله سازی با نبودنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او بودنی‌ها را از بودن بازمی‌دارد تا به نبودنی‌ها آشکاری دهد.