ناگاهیان

مترادف‌ها

ناگهان، ناگهانی، یک‌باره

متضادها

تدریجی، آهسته

لغت نامه دهخدا

ناگاهیان. ( ق مرکب ) ناگهان:
گذر کرد از آن سوی خرگاهیان
به تاتار زد خیمه ناگاهیان.اسدی ( گرشاسب نامه ).

جمله سازی با ناگاهیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گذر کرد از آن سوی خرگاهیان به تاتار زد خیمه ناگاهیان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران