لغت نامه دهخدا
نامرفه. [ م ُ رَف ْ ف َه ْ ] ( ص مرکب ) ناآسوده. ناراحت. معذب. که در رفاه و آسایش نیست. که آرامش و آسودگی ندارد. که در سختی و تنگی و عذاب است. مقابل مرفه. رجوع به مرفه شود.
نامرفه. [ م ُ رَف ْ ف َه ْ ] ( ص مرکب ) ناآسوده. ناراحت. معذب. که در رفاه و آسایش نیست. که آرامش و آسودگی ندارد. که در سختی و تنگی و عذاب است. مقابل مرفه. رجوع به مرفه شود.
💡 به تعبير ديگر گروهى مرفهند همچون گوسفندان پروارى، و گروهى نامرفه مانندگوسفندانى كه در بيابانها در بدر دنبال آب و علف مى گردند و هر دو گروه هدفشانجز شكم چيزى نيست !