لغت نامه دهخدا
نام طلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) نامجوئی. شهرت طلبی. طالب و خواستار شهرت و معروفیت و آوازه بودن.
نام طلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) نامجوئی. شهرت طلبی. طالب و خواستار شهرت و معروفیت و آوازه بودن.
۱ - طلب نام شهرت طلبی: نامجویی دولت آزموده دهمی بی شک ترا نامجویی راچودولت نیست هیچ آموزگار. ( مسعودسعدلغ. ) ۲ - منصب جوییجاه طلبی.۳ - شجاعتدلاوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام نیک ار طلبی گرد خرابات مگرد که در این کوچه کسی نیست که بدنام نماند