ناطع
لغت نامه دهخدا
ناطع. [ طِ ] ( ع ص ) آنکه با دندان های پیشین می خورد. ( ناظم الاطباء ). || که لقمه را قطع کندو به خوان بازگرداند. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ). که لقمه گاززده را به سفره بازبرگرداند. || آنکه در کام سخن می گوید. ( ناظم الاطباء ) || خالص. گویند: بیاض ناطع. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ). الخالص من اللون و غیرها. ( المنجد ) بیاض ناطع؛ سپیدی خالص. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با ناطع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناحیهٔ ناطع (به عربی: مدیریة ناطع) یک ناحیه در یمن است که در استان بیضاء واقع شدهاست.