ناصران
مترادفها
یاوران، یاریدهندگان
لغت نامه دهخدا
ناصران. [ ص ِ ] ( اِخ ) از دهات دهستان شفت بخش مرکزی شهرستان فومن است در 16هزارگزی مشرق فومن و 7هزارگزی مشرق شفت در جلگه معتدل هوای مرطوب مالاریاخیزی قرار دارد، سکنه آن 362 نفر است. محصولش برنج و ابریشم و شغل اهالی زراعت و کرایه کشی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیای ایران ج 2 ص 301 ).
جمله سازی با ناصران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و اين حرف كه كسى بگويد (معناى نفى ناصران براى ايشان اين است كه: يك نفر ازايشان يك نفر ناصر ندارد، چون مشهور از مقابله جمع با جمع همين معنا است ) درست نيست، براى اينكه حرف مزبور همه جا جارى نمى شود.
💡 ضمنا بايد توجه داشت نصارى جمع نصرانى است و در اينكه علت نامگذارى مسيحيانباين اسم چيست، احتمالات مختلفى داده اند نخست اينكه بخاطر آن است كه عيسى (عليهالسلام ) در شهر ناصره در دوران كودكى پرورش يافت، و نيزاحتمال داده اند از نصران گرفته شده كه آن هم نام قريه اى است كه نصارى به آنعلاقه خاصى داشته اند و نيز ممكن است انتخاب اين نام بخاطر آن باشد كه هنگامى كهمسيح (عليه السلام ) ناصران و يارانى از مردم طلبيد، آنها دعوت او را اجابت كردندهمانطور كه قرآن مى گويد:
💡 در طول تاریخ، ناصران و یاران وفادار همواره در لحظات بحرانی و سخت، در کنار رهبران خود ایستادهاند تا از پایداری اصول و ارزشهای مشترک دفاع کنند.
💡 پیروان راستین این مکتب، همواره به عنوان ناصران حقیقت در برابر ظلم و بیعدالتی، در تمام دورانهای مختلف تاریخ بشریت حضور فعال و اثرگذار داشتهاند.
💡 گروهی از ناصران و حامیان پروژههای زیستمحیطی، تلاشهای بیوقفه ای را برای حفظ جنگلهای کهن و گونههای در حال انقراض در مناطق جنگلی انجام میدهند.