نازوک

لغت نامه دهخدا

نازوک. ( اِخ ) وی صاحب الشرطه بغداد بود و بعد از کشته شدن منصور حلاج مریدان وی را بکشت. ادوارد برون آرد: سه سال بعد [ از مصلوب شدن حسین منصور حلاج ] نازوک صاحب الشرطه سه تن از مریدانش را [ مریدان حلاج را ] موسوم به حیدره و الشعرانی و ابن منصور که حاضر نشدند از ایمان خود نسبت به حلاج برگردند سر برید و اجساد آنان را به صلیب کشید. ( تاریخ ادبی ایران ترجمه علی پاشا صالح ج 1 ص 636 ).

فرهنگ فارسی

وی صاحب الشرطه بغداد بود و بعد از کشته شدن منصور حلاج مریدان وی را بکشت.

دانشنامه عمومی

نازوک ( ارمنی: Նազուկ; انگلیسی: Nazook ) یک شیرینی ارمنستانی است و ترکیبات آن عبارتند از: آرد، کره، شکر، خامه ترش، مخمر، تخم مرغ. مغز این شیرینی از فندقی و مغز گردو است.

جمله سازی با نازوک

💡 عباس جوانمرد، جمیله شیخی، اسماعیل داورفر و «خجسته کیا» به همراه فهیمه راستکار، جعفر والی، بیژن مفید، علی نصیریان و جمشید لایق جمع کوچکی بودند که بیش تر از شش ماه به بهانه تمرین نمایشی به اسم «جنوب مهمان قهوه و نازوک‌های مادام سرکیسیان» می‌شدند و بیش تر وقت‌شان به حرف‌هایی پیرامون تآتر و دوران بعد از کودتا می‌گذشت. هر از چند گاهی هم در این جمع میهمانی از راه می‌رسید. یک بار همراه خجسته کیا، همسرش امیرحسین جهانبگلو و دوست نزدیکش، جلال آل احمد به خانه سرکیسیان آمدند. در این جلسه آل احمد از آن‌ها خواست تا به جای اتکا به نمایش‌های خارجی، دست به نوشتن ببرند.