نابته

لغت نامه دهخدا

( نابتة ) نابتة. [ ب ِ ت َ ] ( ع ص ) مؤنث نابت. ( اقرب الموارد ). || جوان نوخاسته از شتران و فرزندان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( المنجد ). نوخاسته از فرزندان خواه پسر باشد و یا دختر یعنی فرزندانی که از حد کودکی تجاوز کرده و هنوز ناآزموده در کار باشند. و نیز نوخاسته از شتران. ( ناظم الاطباء ). ج، نوابت.

جمله سازی با نابته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (( عن ابى بصير قال سمعت ابا عبدالله عليه السلاميقول: ان الحر حر على جميع احواله، ان نابته ناتبة صبر لها، و ان تداكت عليهالمصائب لم تكسره، و ان اسر و قهر او استبدل باليسر عسرا، كما كان يوسف الصديقالامين صلوات الله عليه لم يضرر حريته ان استعبد و قهر و اسر و لم يضرره ظلمة الجب ووحشته و ما ناله ان من الله عليه فجعل الجبار العاتى له عبدا بعد اذ كان لهمالكا.(538) ))