میگر

لغت نامه دهخدا

میگر. [ م َ / م ِ گ َ ] ( ص مرکب ) سازنده می. ( ناظم الاطباء ). مُخَمِّر. ( منتهی الارب ). آن که می بسازد و آن را کَلال نیز خوانند و این در هندوستان شایع است پس از توافق لسانین بود. ( آنندراج ):
باده نوشان پارسایان ضروری گشته اند
زانکه میگر دردی خم را بپالاید همی.میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سازنده می مخمر

جمله سازی با میگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میگر دستگاهی است که برای اندازه‌گیری مقاومت‌های بسیار زیاد استفاده می‌شود. روش عملکرد این دستگاه شبیه به اهم‌متر است با این تفاوت که به جای چند ولت چند کیلوولت بر روی قطعه مورد آزمایش اعمال کرده و در نتیجه قادر است مقاومت‌های بسیار بالاتر را با دقت بهتر نشان بدهد.

💡 دیده ها بر دیگری چون میگری مدتی بنشین به خود خون میگری

💡 تو بصد دیده میگری چو نشمع تا چو گل من بصد دهن خندم

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز