میرپنجه

لغت نامه دهخدا

میرپنجه. [ پ َ ج َ / ج ِ ] ( اِ مرکب ) میرپنج. امیرپنجه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به میرپنج شود.

جمله سازی با میرپنجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از حسین خان دوم، پسرش جمال خان دوم به قدرت رسید. اما در یک نزاع کشته شد. پس از وی به ترتیب، جمال خان سوم معروف به جمال خان میرپنجه، حیدرخان و محمدخان یکم سیادت خوانین دشتی را در دست داشتند. کاکی در دست آمنه خان همسر جمال خان دوم (وی دختر مظفرخان دشتی بود) بود که سرپرستی اولاد صغیر خود ا در دست داشت.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران