لغت نامه دهخدا
مکرام. [ م ِ ] ( ع ص ) رجل مکرام؛ مرد بسیاراکرام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرد جوانمرد بسیاراکرام. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مکرام. [ م ِ ] ( ع ص ) رجل مکرام؛ مرد بسیاراکرام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرد جوانمرد بسیاراکرام. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
رجل مکرام مرد بسیار اکرام. مرد جوانمرد بسیار اکرام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۰۵ راسل. تی. دیویس اعلام داشت که از شخصیتهای کلاسیک دکتر هو نیز استفاده میکنم و ساختههای او نیز مبین همین حرف اوست بهطوریکه دالکها در سری اول، سایبر منها در سری دوم، مکرامها و فرمانروا در سری سوم و سونتارانها و داوروس در سری چهارم نمایش داده شدند. استیون موفات نیز با آوردن سولیارونها در سری پنج، سایبر من در سری شش، جنگجوی یخی در سری هفت نیز این راه را ادامه داد. از بازگشت دکتر در سال ۲۰۰۵ هیولاهایی مانند اسلیتنها، اود، جودونها، فرشته گریان و واشدانارادا.