لغت نامه دهخدا
موسی اشرف. [ سا اَ رَ ] ( اِخ ) هشتمین از ملوک ایوبی مصر ( 648 - 650 هَ. ق. ). ( یادداشت مؤلف ).
موسی اشرف. [ سا اَ رَ ] ( اِخ ) پنجمین از سلاطین ایوبی دمشق و سلطان الجزیره ( 626 - 635 هَ. ق. ). ( یادداشت مؤلف ).
موسی اشرف. [ سا اَ رَ ] ( اِخ ) هشتمین از ملوک ایوبی مصر ( 648 - 650 هَ. ق. ). ( یادداشت مؤلف ).
موسی اشرف. [ سا اَ رَ ] ( اِخ ) پنجمین از سلاطین ایوبی دمشق و سلطان الجزیره ( 626 - 635 هَ. ق. ). ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوم موسی در وادی تیه که مائده آماده و نعمت موجود و کباب بی آتش و دود، از جانب رب ودود میرسید؛ قدر آن را ندانستند، شکر آن نگزاشتند. خواهش بصل وثوم کردند و عدس وفوم خواستند، لاجرم نوبت تغییر نعمت رسید و اشرف و اخس مبدل گردید. در این صورت قدر صحبت آقاعلی را خوب باید دانست و شکر باید کرد والا آماده بمصاحبت آقا عمری باید شد. وقنا ربنا عذاب الناره. والسلام