موسوعه مصطلحات ابن خلدون و الشریف علی محمد الجرجانی

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] موسوعۀ «مصطلحات ابن خلدون و شریف»، علی محمد جرجانی فرهنگ اصطلاحات علوم اسلامی است که توسط دکتر رفیق عجم در سال 1422 هجری قمری تدوین شده است.
رفیق عجم با توجه به تبحر خاص دو دانشمند اسلامی قرن هشتم هجری؛ یعنی ابن خلدون و شریف جرجانی در علوم مختلف به این نتیجه رسیده است که استخراج اصطلاحات و تعاریف آنها که در آثار گوناگون خود ارائه کرده اند، می تواند مرجع مهم و قابل توجهی برای محققین و پژوهشگران علوم اسلامی باشد، فلذا کتابی را که شامل دو بخش مجزّا می باشد، به همین منظور تألیف نموده است. دکتر رفیق عجم همین کار را در مورد آثار غزالی نیز قبل از کتاب انجام داده است.
کتاب حاضر همان طور که گفته شد، در دو بخش که بخش اول مربوط به موسوعۀ اصطلاحات ابن خلدون و بخش دوم آن موسوعۀ اصطلاحات شریف علی محمد جرجانی می باشد، تنظیم گردیده است.
دکتر رفیق عجم در ابتدا در سدد شناسائی ابن خلدون برآمده و با معرفی زندگینامه و آثار وی اشاره ای به احاطۀ این شخصیت علمی مهم در علوم مختلف اعم از فلسفه، لغت، تاریخ و... دارد.
ابن خلدون را که پایه گذار علم جامعه شناسی و تاریخ دانسته اند و شاهکارهای او را در این بخش تمام کسانی که بعد از او آمده اند، مورد استفاده و تحسین قرار داده اند.

جمله سازی با موسوعه مصطلحات ابن خلدون و الشریف علی محمد الجرجانی

💡 فرانز رزنتال استاد پیشین زبانهای سامی و زبان عربی در دانشگاه ییل، اسلام‌شناس و مترجم کتاب مقدمه، در پانوشت این گفته ابن خلدون می‌نویسد «این روایت دیگری از یک افسانه معروف است که بر طبق آن عمر دستور ویرانی کتابخانه اسکندریه را داد».

💡 107- نك: المغازى، ج 1، ص 182؛ تاريخ ابن خلدون، ج 1 ص 414 و فروغابديت، ج 1، ص 533.

💡 خير، هرگز اين چنين نبوده است، زيرا خود اين آقايان بوده اند كه او را به دروغگويى وزندقه متهم كرده اند. چه، طبرى و ابن اثير و ابن خلدون در تاريخهايشان در جنگ ذاتالسلاسل بى هيچ ملاحظه اى مى نويسد كه گفته هاى سيف در اين مورد بر خلاف آن چيزىاست كه تاريخ نويسان آورده اند!

💡 برخی نیز مانند ابن خلدون نیز دربارهٔ هنر و مهارت موسیقی (صناعة الغناء) سخن گفته‌است و آن را از جنس تقطیع صوت می‌داند که می‌تواند در کلام و صوت انسان (مانند شعر) و نیز آلات موسیقی جاری گردد.

💡 721- ابن خلدون در اين جمله دروغ گفته است؛ زيرا وقتى چيزى از مذاهباهل بيت را نمى داند و از كتب آنها روايت نمى كند، و چيزى از آن در نزد وى نبوده است، ازكجا دانسته است كه اهل بيت بر خلاف مسلمين رفته و بدعتگذار هستند. و از كجا دانسته كهپايه هاى آنها سست است ؟!