مودن

لغت نامه دهخدا

مؤدن. [ م ُءْ دَ ] ( ع ص ) مودن. کوتاه. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به مودن شود.
مودن. [ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ایدان. زنی که بچه نزار و لاغر زاید. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مودن. [ دَ ] ( ع ص ) مؤدن. کوتاه. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مؤدن شود. || بچه لاغر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || مودنة. بچه لاغر زاییده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مودنة شود.

فرهنگ فارسی

کوتاه.

دانشنامه عمومی

مودن (آلر). مودن ( به آلمانی: Müden ) یک شهر در آلمان است که در گیفهورن واقع شده است.
مودن (اورتس). مودن ( به آلمانی: Müden ) یک منطقهٔ مسکونی در آلمان است که در فاسبرگ واقع شده است. مودن ۲٬۲۰۰ نفر جمعیت دارد.
مودن (موزل). مودن ( به آلمانی: Müden ) یک شهر در آلمان است که در کوخم - تسل واقع شده است. مودن ۶۷۶ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با مودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاسما، اوزیه کوشی به وصال آسان‌تر به وصال اوزیه شاد است و به هجران مودن