موتمر

لغت نامه دهخدا

مؤتمر. [ م ُءْ ت َ م ِ ] ( ع ص ) فرمان برنده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فرمان بر. فرمانبردار. ( غیاث ). || مشورت کننده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( غیاث ). || قصدکننده کاری. قصدنماینده کاری. || فرماینده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ( اِ ) نام روزی از روزهای عجوز. ( منتهی الارب ). || نام پسین روز از روزهای عجوز. ج، مآمر، مآمیر. ( ناظم الاطباء ). روز پنجم ایام عجوز. ( مهذب الاسماء ). نام روز پنجم است از هفت روز بردالعجوز. ( آثارالباقیه ). || نام ماه محرم. ( ناظم الاطباء ). محرم. ( و به این معنی با الف و لام و بدون آن نیز آید ). ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نام ماه محرم به جاهلیت. ( یادداشت مؤلف ). نامی است ماه محرم را. ( مهذب الاسماء ). ج، مآمر، مآمیر. ( منتهی الارب ).
مؤتمر. [ م ُءْ ت َ م َ ] ( ع اِ )کنگره. کنفرانس. مشورتگاه. کنگاشگاه. جای رایزنی و مشاورت: مؤتمر اسلامی. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص ) امرشده. مأمور. ( یادداشت مؤلف ):
گفتم به امر ایزد مأمور گشت خلق
گفتا به امر باشد مأمور و مؤتمر.ناصرخسرو.هر امیری کو شبانی بشر
آن چنان آرد که باشد مؤتمر...
لاجرم حقش دهد چوپانیی
برفراز چرخ مه روحانیی.مولوی.

فرهنگ فارسی

محل اجتماع، کنفرانس
( اسم ) محل اجتماع کنفرانس: موتمراسلامی.
کنگره. کنفرانس.

جمله سازی با موتمر

💡 ساس الممالک و الملوک اذا نهی و اذامر فاذا قضی امرا فامار القضاء موتمر

💡 رای رای تست و ما خدمت گزار و موتمن امر امر تست و ما فرمان پذیر و موتمر

💡 تحصيل تقوى و پرهيزكارى در جميع فعل و ترك است كه مدام در مقام مراقبه بوده، جناباقدس الهى تعالى شانه را در هر حال حاضر و بر خود ناظر دانسته در مقام خوف و خشيتباوار موتمر و از نواهى منتهى بوده و در آشكار و نهان فضيلت تقوى را شعار خودساخته، پا اندازه شريعت غرا بيرون نگذارد و بر تقدير عروض اثم و گناه، بهاستغفار و توبه و انابه و ندامت به زودى تدارك مافات نمايد. (167)

معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز