مهتور

مترادف‌ها

رها شده، فراموش شده، متروک

لغت نامه دهخدا

مهتور. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) هلاک شونده. نیست شونده. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اهتوار شود.

فرهنگ فارسی

هلاک شونده و نیست شونده ٠

جمله سازی با مهتور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سروران بوسند سمش از شعف مهتوران گردند دورش هر طرف

💡 بسیاری از هنرمندان مستعد و بااستعداد در جامعه امروز به دلیل نداشتن ارتباطات لازم و منابع کافی، همچنان در حاشیه مانده و به صورت مهتور شناخته می‌شوند.

💡 آثار مهتور و فراموش شده این شاعر بزرگ پس از سال‌ها توسط پژوهشگر جوانی که به مطالعه نسخه‌های خطی قدیمی اشتغال داشت، دوباره مورد توجه قرار گرفت.

💡 ما نباید اجازه دهیم که تلاش‌های خستگی‌ناپذیر کارگران فداکار در میان چالش‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی، به شکلی مهتور و بدون قدردانی باقی بماند و نادیده گرفته شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران