لغت نامه دهخدا
منزا. [ م ُ ] ( اِخ ) مونزا. شهری است به ایتالیا در ناحیه لومباردی که کلیسای بزرگی از قرنهای 13-14م. و صنعت نساجی و 101600 تن سکنه دارد. ( از لاروس ).
منزا. [ م ُ ] ( اِخ ) مونزا. شهری است به ایتالیا در ناحیه لومباردی که کلیسای بزرگی از قرنهای 13-14م. و صنعت نساجی و 101600 تن سکنه دارد. ( از لاروس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دامبگ دارل از پنترا که در آن زمان نامشخص بود نیز تست داد و در ابتدا به او پیشنهاد شد. با این حال، دارل بدون برادرش، وینی پل ابوت، درامر پنترا، به گروه ملحق نمیشد و با استخدام نیک منزا، گروه مجبور شد دارل را رد کند.
💡 ۲۷ و ۲۸ ژوئن ۲۰۰۹ - اجرا بر روی دو سن آل و آر - منزا