مناعب

لغت نامه دهخدا

مناعب. [ م َ ع ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مِنعَب. ( ناظم الاطباء ) رجوع به منعب شود.

جمله سازی با مناعب

💡 حضرت با اين دو كلمه مناعب و استغناء طبع بى نظير خود را ثابت كرد و فهماند كهزندان نخواهد توانست او را زبون كند.