لغت نامه دهخدا
مقم. [ م ِ ق َم م ] ( ع ص ) مرد خورنده هر چه بر خوان باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مردی که هر چه در پیش وی گذارند بخورد. ( ناظم الاطباء ).
مقم. [ م ِ ق َم م ] ( ع ص ) مرد خورنده هر چه بر خوان باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مردی که هر چه در پیش وی گذارند بخورد. ( ناظم الاطباء ).
مرد خورنده هر چه بر خوان باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همانا اگر از دنيا نماند مگر يك روز هرآينه خداوند آن روز را طولانى مى كند تا آن كهايشان خروج نمايند، و زمين را از عدل و داد پر كند همانطور كه از ظلم و جور پر شده بودو خداى تبارك و تعالى كار او را در يك شب سامان دهد، همانطور كه كار كليمش موسى رادر يك شب اصلاح فرمود او رفت تا براى خانواده خويش آتشى بياورد برگشت درحاليكه به مقم رسالت و نبوت نايل شده بود.
💡 فان مقام الرحمانية هى مقم بسط الوجود و مقام الرحيمية التى هى مقام بسطكمال الوجود من ذاك المقام و هو اءحدية جمعهما، و لهذاجعل الرحمن الرحيم تابيعن لاسم الله، فى قوله تعالى: (بسم الله الرحن الرحيم ).