لغت نامه دهخدا
( مقعطة ) مقعطة. [ م ِ ع َ طَ ] ( ع اِ ) دستار بزرگ یا عام است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دستار و دستار بزرگ. ( ناظم الاطباء ). عمامه، و زمخشری گوید مقعطة و مقعط چیزی که بدان سر را پیچند. ( از اقرب الموارد ).
( مقعطة ) مقعطة. [ م ِ ع َ طَ ] ( ع اِ ) دستار بزرگ یا عام است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دستار و دستار بزرگ. ( ناظم الاطباء ). عمامه، و زمخشری گوید مقعطة و مقعط چیزی که بدان سر را پیچند. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حروف مقعطه نامهاى قرآن است؛ چنانكه فرقان و ذكر نامهاىقرآن كريم است.