لغت نامه دهخدا
مقابس. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَقبِس.( اقرب الموارد ) ( محیط المحیط ). رجوع به مقبس شود.
مقابس. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَقبِس.( اقرب الموارد ) ( محیط المحیط ). رجوع به مقبس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرحوم آقا شيخ اسدالله تسترى (94)، صاحب مقابس در اواخر عمرش در كاظمينساكن بود، شخصى مسايلى را از ايشان استفتا كرده بود و براى گرفتن جواب مرتب بهخانه ى ايشان مراجعه مى كرد ولى پاسخ مى شنيد كه بايدتاءمل شود و صبر كنيد و امثال آن. تا اين كه براى جواب سؤال ها شش ماه خدمت ايشان مراجعه كرد و ايشان مكرر مى فرمود: حاضر نيست، مهيا نيست،صبر كنيد.
💡 سؤ ال كننده نزد صاحب مقابس - كه داماد كاشف الغطا بود - رفت و جواب ها را به ايشاننشان داد و به عنوان اعتراض عرض كرد: من شش ماه است سؤ الات را به خدمتتان داده ام وهنوز جواب نفرموده ايد، ولى آقا شيخ موسى - رحمه الله - فورا جواب داند. فرمود:صبر كن و رفت و از اندرونى خانه جواب سؤال ها را آورد و به او نشان داد كه مطابق جواب هاى شيخ موسى بود. سپس فرمود: من همهمان روزهاى اول اين جواب ها را نوشته بودم، ولى چه كار كنم ؟ احتياط نمى گذارد بهدست شما بدهم و اظهار كنم ؟!