معاره

لغت نامه دهخدا

( معارة ) معارة. [ م ُ عارْ رَ ] ( ع مص ) بانگ کردن شتر مرغ. ( تاج المصادر بیهقی ). بانگ نمودن؛ عارالظلیم معارة و عراراً؛ بانگ نمود شترمرغ. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || درنگ نمودن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || جنگیدن با کسی و آزار رساندن بدو. ( از اقرب الموارد ).
معارة. [ م َ رَ ] ( ع اِمص ) برگردیدگی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). روی ترش کردن از خشم. ( از اقرب الموارد ) ( ازمحیطالمحیط ). || زشت خویی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ).

جمله سازی با معاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معاره النعسان (به عربی: معارة النعسان) یک روستا در سوریه است که در ناحیه تفتناز واقع شده‌است. معاره النعسان ۸٬۳۷۵ نفر جمعیت دارد.

دراسله یعنی چه؟
دراسله یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز