مسیرگزینی
مترادفها
مسیریابی، تعیین مسیر
فرهنگستان زبان و ادب
{route selection, routing} [مهندسی مخابرات] تعیین مسیری که بستک داده از مبدأ تا مقصد انتقال طی می کند
{routing} [گردشگری و جهانگردی] تعیین معابر و مسیرهایی که در یک گشت باید طی شود
جمله سازی با مسیرگزینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 eWLB توسعه بیشتر فناوری آرایه مشبک توپی سطح ویفر کلاسیک (WLB یا WLP: بسته سطح-ویفر) است. نیروی محرکه اصلی فناوری eWLB این بود که اجازه داد گنجایش خروجی و فضای بیشتری برای میانهابِند مسیرگزینی شود.
💡 میاننهادنده (به انگلیسی: interposer) یا اینترپوزر یا اَندرنهادنده یک رابط الکتریکی است که بین یک سوکت یا اتصال را به دیگری مسیرگزینی (به انگلیسی: routing) میکند. هدف یک میاننهادنده این است که یک اتصال را به یک زمین وسیعتر گسترش دهد یا یک اتصال را به یک اتصال دیگر تغییر مسیر دهد.