مسوء
متضادها
خیر، نیکی
لغت نامه دهخدا
مسوء. [ م ُ ] ( ع مص ) بی باک شدن. مَس ْء. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مسوء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همانطور كه پرداختن زكات سبب بركات و فراوانى نعمت مى شود نپرداختن آن هم عكسالعمل شديد دارد منشاء و آثار مسوء بسيار مى شود كه سلب بركت و كمبود نعمت يكى ازآنهاست.