لغت نامه دهخدا
مستوفی گری. [ م ُ ت َ گ َ ] ( حامص مرکب ) شغل و کار و حرفه مستوفی. || نویسندگی حساب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مستوفی شود.
مستوفی گری. [ م ُ ت َ گ َ ] ( حامص مرکب ) شغل و کار و حرفه مستوفی. || نویسندگی حساب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مستوفی شود.
شغل و کار و حرفه مستوفی
💡 میرزا تقی هم در دربار به فعالیت بر ضد بکتاشخان پرداخت. در روند این زورآزمایی بین میرزا طالب و ساروتقی، حیدربیگ قراداغلو و هاشم بیگ مستوفی خاصه که از یاران میرزا طالب خان بودند، هنگامی که از فتنه گری ساروتقی بر ضد بکتاش خان خبردار شدند، تصمیم گرفتند بکتاش خان را با فرستادن نامهای مطلع کنند که بر حسب اتفاق میرزا محمد واقعهنویس از این نامه خبردار شد و پس از فریفتن پیک نامه را از او گرفت و در اختیار میرزا تقی قرار داد.