محیط گشتن

مترادف‌ها

گشت زدن، پرسه زدن، چرخیدن

متضادها

مستقر شدن، توقف

لغت نامه دهخدا

محیط گشتن. [ م ُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) محیط شدن. محیط گردیدن.

جمله سازی با محیط گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بار باید وقت گشتن در بسیط یار چون کشتیست غربت چون محیط

کلمات مرتبط