لغت نامه دهخدا
محاز. [ م َ ] ( ع مص ) محز. آرمیدن با زنی. ( از منتهی الارب ).
محاز. [ م َ ] ( ع مص ) محز. آرمیدن با زنی. ( از منتهی الارب ).
آرمیدن با زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طراحی فرش نیز میتواند با توصیف این که چگونه اشکال و عناصر در سطح فرش مرتب و سازمان یافتهاند تشریح شود. در طراحی اسلامی نمادهای انسان و حیوانات محاز نیست. زمینه فرشهای اسلامی از طرح تکرار بینهایت (infinite repeat) بهره میگیرند.
💡 از سوی دیگر آنان افرادی بسیار دلسوز و مهربان با جانداران هستند و حتی با وجود همراه داشتن اسلحه هیچگاه خود را محاز ندانستهاند که از آن برای کشتن یا حتی ترساندن حیوانی که حالی غیرعادی دارد استفاده کنند.