متهاجر

لغت نامه دهخدا

متهاجر. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) همدیگر برنده وجدایی کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). از یکدیگر جدا شده و تفریق کرده و از همدیگر دوری کرده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تهاجر شود.

فرهنگ فارسی

همدیگر برنده و جدایی کننده

جمله سازی با متهاجر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مكائد نفس، بسيار دقيق است. ممكن است انسان را از راه شرع، مموه (185)(نموده )گول زند و وارد در مهالك كند. مثلا غيبت متهاجر به فسق گرچه جايز است، بلكه دربعض موارد كه موجب ردع (186) او شود واجب است و از مراتب نهى از منكر بشمار مى آيد،ولى انسان بايد ملاحظه كند كه داعى نفسانى او در اين غيبت آيا همين داعى شرعى الهىاست يا داعى شيطانى و محرك نفسانى در آن مدخليت دارد(187).

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز