متحابه

لغت نامه دهخدا

( متحابة ) متحابة. [ م ُت َ حاب ْ ب َ ] ( ع ص ) مؤنث متحاب. متحابه: سفارتخانه های دول متحابه دربار همایون. ( مرآت البلدان از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به متحاب و متحابتین شود. || ( اصطلاح علم ریاضی ) اعداد متحابه همچون عدد «220» و «284» و در علم طلسمات خواص بسیاری برای اعداد متحابه قائلند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به متحابان و «اعداد متحابه » شود.

فرهنگ عمید

دوست، یار.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث متحاب: سفارتخانه های دول متحاب. دربار همایون. جمع: متحابات.

جمله سازی با متحابه

💡 اگر (m,n) زوجی متحابه باشد که m>n آنگاه m=gM و n=gNرا در نظر بگیرید که g بزرگترین مقسوم علیه مشترک m و n است. اگر M و N هردو نسبت به g متباین و همچنین هردو بر هیچ مربع کاملی بخش پذیر نباشند (به عددی که به هیچ مربع کاملی بخش پذیر نیست،

💡 ما از سفرای دول متحابه بی‌نهایت ممنون هستیم که محسنات و وجوب قوانین را به دولت ما حالی کردند.

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز