مات کننده
مترادفها
کدرکننده
متضادها
براق کننده، درخشان کننده
فرهنگستان زبان و ادب
{flatting agent} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] ماده ای که به پوش رنگ یا ورنی یا دیگر مواد پوششی افزوده می شود تا از برّاقیت فیلم (film ) خشک بکاهد
جمله سازی با مات کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سافتژل (به انگلیسی: Softgel) یکی از اشکال دارویی دهانی است برای مصارف پزشکی شبیه به کپسول. سافتژلها از پر کردن یک پوسته ژلاتینی با یک مایع ساخته میشوند. پوسته سافتژل ترکیبی است از ژلاتین، آب، مات کننده و روانکنندههایی مانند گلیسیرین یا سوربیتول.
💡 در هرم گوسی، تصاویر بعدی با استفاده از میانگین گوسی (مات کردن گوسی) و کاهش مقیاس وزندهی میشوند.هرمهای گوسی از کرنلهای فیلترینگ گوسی گستردهتر برای هموار کردن استفاده میکنند. این روش تاثیر مات کننده نرمتری دارد اما از لحاظ محاسباتی سنگینتر است. هر پیکسل نمایندهای از میانگین محلی وزندهی شده گوسی از سطح پایینتر است.
💡 اجرای بینقص و خیرهکننده آن پیانیست جوان، یک نمایش مات کننده برای تمام تماشاگرانی بود که برای شنیدن موسیقی کلاسیک به سالن آمده بودند.
💡 آن گلزنی دور از دروازه توسط بازیکن تیم میزبان، یک صحنه بسیار مات کننده بود که باعث شد تمام ورزشگاه از شادی فریاد بکشد.
💡 منظره غروب خورشید در پشت کوههای پوشیده از برف، صحنهای بسیار مات کننده و زیبایی بود که هر بیننده را به وجد میآورد.