لغت نامه دهخدا
لین یه. [ ی ِ ] ( اِخ ) نام کرسی بخش در لوار-انفریور ولایت نانت به فرانسه. دارای راه آهن و 2153 تن سکنه.
لین یه. [ ی ِ ] ( اِخ ) نام کرسی بخش در لوار-انفریور ولایت نانت به فرانسه. دارای راه آهن و 2153 تن سکنه.
نام کرسی بخش در ولایت نانت بفرانسه. دارای راه آهن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 K. K. وانگ و ون لین از دانشگاه کرنل در "Flywheel friction welding research" به صورت دستی محاسبه فرایند جوش و حتی در این زمان ساختار قالب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
💡 چو بینی که جاهل به کین اندر است سلامت به تسلیم و لین اندر است
💡 رقابتهای ۸۶ کیلوگرم آزاد مردان در بازیهای آسیایی ۲۰۲۲ در ورزشگاه ورزشگاه لینان لینان، چین در ۱۵ مهر ۱۴۰۲ (۷ اکتبر ۲۰۲۳) برگزار شد.
💡 پس ز من دائماً تو او را بین در بد و نیک و در خشونت و لین
💡 مصلحت بود اختیار رای روشنبین او با زبردستان سخن گفتن نشاید جز به لین