لوهک
لغت نامه دهخدا
لوهک. [ ل َ هََ ] ( اِخ ) ده کوچکی از دهستان دیر بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع در 84هزارگزی جنوب خاوری خورموج و جنوب کوه نمک. دارای 42 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
جمله سازی با لوهک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تنگخوش • خمهدان • سرمستان • سورو • شهرک صنعتی دیر • گنوی • لوهک
💡 پزشک پس از انجام معاینات دقیق، تشخیص داد که التهاب در لوهک پایینی ریه باعث ایجاد این درد شدید و دشواری در تنفس شده است.
💡 ساختار مغز انسان از بخشهای مختلفی تشکیل شده است که هر لوهک وظیفه خاصی از جمله پردازش بینایی یا کنترل حرکت را بر عهده دارد.
💡 در بررسیهای آسیبشناسی بافتهای کبد، مشخص شد که آسیب به لوهک راست این عضو، عامل اصلی اختلال در عملکرد متابولیک بدن بیمار بوده است.