لغت نامه دهخدا
لوشو. ( اِخ ) دهی از دهستان یخاب بخش طبس شهرستان فردوس، واقع در 160هزارگزی شمال طبس. جلگه و گرمسیر. دارای 30 تن سکنه. آب آن ازقنات. محصول آنجا غلات و انقوزه. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
لوشو. ( اِخ ) دهی از دهستان یخاب بخش طبس شهرستان فردوس، واقع در 160هزارگزی شمال طبس. جلگه و گرمسیر. دارای 30 تن سکنه. آب آن ازقنات. محصول آنجا غلات و انقوزه. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
دهی از دهستان یخاب بخش طبس شهرستان فردوس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر لوشو (به آلمانی: Lüchow) در ایالت نیدرزاکسن در کشور آلمان واقع شدهاست.
💡 به هنگام ضعف حکومت مرکزی اشرافیت نظامی در صدد موروثی جلوه دادن بنهفیسها مینمودند اما از نظر حقوقی رسمیت نداشت تا اینکه در دورههای بعدی واگذاری زمین به صورت فیف رسمیت یافت و دورهٔ فئودالیسم آغاز شد که در زمان شارل لوشو و بر طبق فرمان ۸۷۷ میلادی وی، اراضی و املاکی که بهطور موقت در اختیار نجبا و فرماندهان سپاه قرار گرفته بود تا از عواید آن بهرهمند شوند به صورت موروثی در اختیار آنان قرار گرفت.