لوردگان

مترادف‌ها

اشراف، بزرگان، اربابان

متضادها

رعایا، زیردستان، خدمتکاران

لغت نامه دهخدا

لوردگان. ( اِخ ) ناحیتی به لر بزرگ در شمال شهرضا از نواحی اصفهان. رجوع به نزهةالقلوب مقاله سوم چ اروپا ص 52 و لوردجان و لوردغان شود.

جمله سازی با لوردگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سوادجان یکی از قدیمی‌ترین روستاهای منطقه بابیش از ۶۰۰ سال است. نام‌های قبلی این روستا قره باغ و لوردگان بوده‌است.

💡 در داستان‌های قدیمی و حماسه‌های باستانی، همیشه نقش لوردگان و اشراف‌زاده‌ها در تصمیم‌گیری‌های بزرگ سیاسی و جنگ‌های بزرگ دیده می‌شود که سرنوشت کشور را تغییر می‌دهند.

💡 ساختار طبقاتی در قرون وسطی به گونه‌ای بود که لوردگان مالک بخش بزرگی از زمین‌ها بودند و مردم عادی برای زندگی تحت حاکمیت آن‌ها تلاش می‌کردند.

💡 در آن دوران، لوردگان با داشتن قلعه‌های مستحکم و سپاهیان بسیار قدرتمند، قدرت و نفوذ خود را بر مناطق اطراف به شکلی بی‌چون و چرا اعمال می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران