لعاب شیطان
لغت نامه دهخدا
لعاب شیطان. [ ل ُ ب ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سَهام.لعاب شمس. تار عنکبوت مانندی در هوای گرم: و در میان بیابانی که آب جز لعاب شیطان نبود و سبزی جز در صفحه شمشیر نمی نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
فرهنگ فارسی
سهام. لعاب شمس
جمله سازی با لعاب شیطان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطبوعات محلی و بینالمللی آن زمان پوشش گستردهای از پرونده ارائه و فازکاش را که دیگر قادر به دفاع از خود نبود، شیطانی جلوه دادند. علیرغم گزارشهای مشکوک مطبوعاتی که به موضوع رنگ و لعاب میدانند و اغلب لحنی اغراقآمیز داشتند، شکی نیست که فازکاش شخصیت اصلی این پرونده بود، اما زنان دیگری نیز در توزیع آرسنیک و قتل دست داشتند که به او مربوط نبود.