لغت نامه دهخدا
لزک. [ ل َ ] ( ع مص ) برابر گردیدن بالیدگی گوشت جراحت و هنوز به نشدن. ( منتهی الارب ).
لزک. [ ل َ ] ( ع مص ) برابر گردیدن بالیدگی گوشت جراحت و هنوز به نشدن. ( منتهی الارب ).
برابر گردیدن بالیدگی گوشت جراحت و هنوز به نشدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوسهکش، لزک یا چسبک (نام علمی: Echeneis naucrates) نام یک گونه از تیره چسبکماهیان است.
💡 لزک سرونوفسکی (انگلیسی: Leszek Swornowski؛ زادهٔ ۲۸ مارس ۱۹۵۵) ورزشکار شمشیربازی اهل لهستان است.
💡 لزک کوسدوفسکی (انگلیسی: Leszek Kosedowski؛ زادهٔ ۲۵ مهٔ ۱۹۵۴) بوکسور اهل لهستان است.
💡 لزک دانکی (انگلیسی: Leszek Dunecki؛ زادهٔ ۲ اکتبر ۱۹۵۶) ورزشکار دو و میدانی اهل لهستان است.
💡 لزک لوبکز (انگلیسی: Leszek Lubicz-Nycz; ۲۰ اوت ۱۸۹۹ – ۲۲ سپتامبر ۱۹۳۹) ورزشکار شمشیربازی اهل جمهوری دوم لهستان بود.