لغت نامه دهخدا
لاریبی. [ رَ ] ( ص نسبی ) ( از: «لا» + «ریب » + یاء نسبت ) یقینی. الهی: بسا مکاشفات غیبی و مشاهدات لاریبی دست دهد. ( سعدی ). تیر سعادت مآثر غیبی از مطلع مرحمت لاریبی طلوع نمود. ( حبیب السیر ج 3 ص 276 ).
لاریبی. [ رَ ] ( ص نسبی ) ( از: «لا» + «ریب » + یاء نسبت ) یقینی. الهی: بسا مکاشفات غیبی و مشاهدات لاریبی دست دهد. ( سعدی ). تیر سعادت مآثر غیبی از مطلع مرحمت لاریبی طلوع نمود. ( حبیب السیر ج 3 ص 276 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این اثنا از مهب تأییدات غیبی نسائم فتوحات لاریبی وزیدن گرفت. شیبک شقاوت آثار و سایر امراء و انصار که از کثرت ازدحام از حیز شمار بیرون بودند، طعمه شمشیر و هدف نیزه و تبر گشتند و همگی ممالک ایران و توران به قبضه اقتدار و حیطه اختیار آمده، تمامی آن دیار از خبث وجود آن گروه نابکار پاک گشت...».