قزام

لغت نامه دهخدا

قزام. [ ق ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قَزَم. فرومایگان و ناکسان. ( منتهی الارب ).لئام. گویند: قوم قزام؛ ای لئام. ( اقرب الموارد ).
قزام. [ ق ُ ] ( ع ص ) مرد چیره دست. ( منتهی الارب ). الذی لایغلبه احد. ( اقرب الموارد ). || مرگ شتاب. ( منتهی الارب ). الموت الوحی. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با قزام

💡 فرودگاه عین قزام (به انگلیسی: In Guezzam Airport) یک فرودگاه با کد یاتا INF است که یک باند فرود آسفالت دارد و طول باند آن ۲۲۰۰ متر است. این فرودگاه در شهر عین قزام کشور الجزایر قرار دارد و در ارتفاع ۴۰۴ متری از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 عین قزام (به عربی: عين قزام) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تمنراست واقع شده‌است. عین قزام ۴۶٬۸۱۳ کیلومتر مربع مساحت و ۷٬۰۴۵ نفر جمعیت دارد و ۴۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.