صولات
مترادفها
هیبت، قدرت، شجاعت، حملات
متضادها
سستی، عقبنشینی
لغت نامه دهخدا
صولات. [ ص َ ] ( ع اِ ) ج ِ صولة: و از تکاثر صولات جیب فلک اعلی چاک. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به صولة و صولت شود.
فرهنگ فارسی
صوله
جمله سازی با صولات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 1 - سحور هرد و ترك نكند سحور را اگر چه بيك دانه خرماى زبون يا شربت آب باشدو بهترين سحورها سويق و خرما است و وارد شده كه حق تعالى و ملائكه صولات ميفرستندبر آنها كه استغفار ميكند در سحرها وسحور ميخورند.
💡 پادشاه در دوران باستان با تمام صولات و شکوه خود بر میان مردم ظاهر میشد تا اقتدار و قدرت بیچون و چرای حکومت خود را به رخ بکشد.
💡 سیاستمدارانی که دارای صولات و ابهت هستند، معمولاً در مذاکرات بینالمللی قدرت چانهزنی بیشتری نسبت به سایر نمایندگان کشورهای کوچک برای خود قائل میشوند.
💡 آن فرمانده با صولات و جذبهای خاص، ارتش خود را در میدان نبرد هدایت میکرد و باعث ایجاد نظم و انضباط بسیار بالایی در میان سربازان میشد.